پاورپوینت کامل جُرْح (مفردات‌قرآن)


در حال بارگذاری
14 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
5 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل جُرْح (مفردات‌قرآن) دارای ۲۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جُرْح (مفردات‌قرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل جُرْح (مفردات‌قرآن) :

منبع: جُرْح (قاموس قرآن (جلد ۲))

مقالات مرتبط: جَرَحْتُمْ‌ (لغات‌قرآن)، جُرْح (مفردات‌نهج‌البلاغه)، جرح.

جُرْح (به ضم جیم و سکون راء) از واژگان قرآن کریم به معنای زخم و کسب است.
اعضاء بدن را که کار می‌کنند جَوَارِح گویند زیرا اثر می‌گذارند و یا کسب می‌کنند.
مشتقات جُرْح که در آیات قرآن آمده عبارتند از:

الْجُرُوحَ‌ (به ضم جیم و راء) به معنای زخم‌ها؛

الْجَوارِحِ‌ (به فتح جیم و کسر راء) به معنای طیور و درندهّ‌ها؛

جَرَحْتُمْ‌ (به فتح جیم و راء) به معنای کار با جارحه و اعضا است؛

اجْتَرَحُوا (به کسر الف، سکون جیم و فتح تاء) به معنای مرتکب گناهان شدند، است.

فهرست مندرجات

۱ – معنای جُرْح
۲ – کاربردها
۲.۱ – الْجُرُوحَ‌ (آیه ۴۵ سوره مائده)
۲.۲ – الْجَوارِحِ‌ (آیه ۴ سوره مائده)
۲.۳ – جَرَحْتُمْ‌ (آیه ۶۰ سوره انعام)
۲.۴ – اجْتَرَحُوا (آیه ۲۱ سوره جاثیه)
۳ – کاربرد در نهج البلاغه
۳.۱ – اجْتَرَحُوهَا – خطبه ۱۷۸
۴ – پانویس
۵ – منبع

۱ – معنای جُرْح

جُرْح

[۱] قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۲، ص۲۴.

[۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۱۹۰.

[۳] طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت الحسینی، ج۲، ص۳۴۵.

به معنای زخم و کسب است.
جمع آن‌ جُرُوح‌ است‌.

۲ – کاربردها

به مواردی از جُرْح که در قرآن به‌ کار رفته است، اشاره می‌شود:

۲.۱ – الْجُرُوحَ‌ (آیه ۴۵ سوره مائده)

(وَ الْاُذُنَ بِالْاُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ‌ قِصاصٌ‌)

[۴] مائده/سوره۵، آیه۴۵.

«گوش در مقابل گوش، دندان در مقابل دندان و زخم‌ها قصاص شونده‌اند.»

[۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۵۶۳.

[۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۳۴۴.

[۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۵۳.

[۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۰۸.

در مفردات گوید: قدح شاهد را جرح گویند گویی قادح زخمی به او می‌زند حیوان شکاری را جارحه نامیده‌اند زیرا زخمی می‌کند و یا کسب می‌کند، اعضاء بدن را که کار می‌کنند جَوَارِح گویند زیرا اثر می‌گذارند و یا کسب می‌کنند، اجتراح کسب گناه و اصل آن از جراحه است (به اختصار).

[۹] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۱۹۱.

۲.۲ – الْجَوارِحِ‌ (آیه ۴ سوره مائده)

(اُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ‌ الْجَوارِحِ‌ مُکَلِّبِینَ‌)

[۱۰] مائده/سوره۵، آیه۴.

«طیّبات بر شما حلال شده و آن‌چه از حیوانات شکاری تعلیم داده‌اید در حالی که تعلیم کننده سگ‌های شکاری و یا صاحبان شکار با کلاب هستید.»

[۱۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۳۲۵.

[۱۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۲۰۲.

[۱۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۲۰۹.

[۱۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۲۴۹.

در مجمع البیان فرموده: جوارح به معنی کواسب است از طیور و درّنده‌ها، واحد آن جارحه است و علّت این تسمیه آن است که برای اربابان خود در اثر شکار کردن طعام کسب می‌کنند. ناگفته نماند کسب یک‌نوع اثر گذاردن است، و آن‌گاه که جارحه به معنی کاسب به کار می‌رود، معنای اوّلی ملحوظ است.

[۱۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۲۷۶.

۲.۳ – جَرَحْتُمْ‌ (آیه ۶۰ سوره انعام)

(وَ هُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاکُمْ بِاللَّیْلِ وَ یَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ‌ بِالنَّهارِ ثُمَّ یَبْعَثُکُمْ فِیهِ لِیُقْضی‌ اَجَلٌ مُسَمًّی)

[۱۶] انعام/سوره۶، آیه۶۰.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.