پاورپوینت کامل پادشاهی قزّاق بیرحم در ایران (پیام یک صدمین سالگرد حوزه)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل پادشاهی قزّاق بیرحم در ایران (پیام یک صدمین سالگرد حوزه) دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پادشاهی قزّاق بیرحم در ایران (پیام یک صدمین سالگرد حوزه)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل پادشاهی قزّاق بیرحم در ایران (پیام یک صدمین سالگرد حوزه) :
منبع: پاورپوینت کامل پادشاهی قزّاق بیرحم در ایران (پیام یک صدمین سالگرد حوزه)
«منشأ و علّت این مرارت گسترده و دیرپا، دخالتهای دول استعماری و فاتحان جنگ جهانی اوّل بود که … در ایران، یک قزّاق بیرحم و طمّاع و بیشخصیت را بهتدریج برکشیده و به صدارت و سپس پادشاهی رساندند.»
[۱] پیام رهبری در یک صدمین سال تأسیس حوزه علمیه قم.
پادشاهی قزّاق بیرحم در ایران، یکی از کلیدواژههای پیام رهبری در یک صدمین سال تأسیس حوزه علمیه قم است. این پژوهش با استناد به بیانات ایشان، به تبیین مراد رهبری از این مفهوم میپردازد. مقاله حاضر با هدف تبیین مفهوم «پادشاهی قزّاق بیرحم در ایران» در اندیشه مقام معظم رهبری در پنج محور اصلی تنظیم شده است:
۱. ضرورت مطالعه و بازخوانی دوره رضاشاه: بهمنظور شناخت تداوم استبداد و وابستگی پس از نهضت مشروطه تبیین میشود.
۲. نقش و اهداف انگلیس در به قدرت رساندن رضاخان: بهعنوان عامل دستنشانده استعمار مورد بررسی قرار میگیرد.
۳. تبار، منش و ویژگیهای شخصیتی رضاخان: از جمله خشونت، بیرحمی، طمع، بیدینی بر اساس توصیفات رهبری تبیین میشود.
۴. از صدارت تا سلطنت: مسیر پادشاهی رضاخان: به تبیین روند انتقال قدرت از کودتای ۱۲۹۹ تا سلطنت رسمی پهلوی اختصاص دارد.
۵. شاخصه های حکومت رضاخان: شامل ماهیت کودتایی و تحمیلی، استبداد سیاسی، وابستگی اقتصادی، خشونت و سرکوب، و تهاجم فرهنگی و دینی و شعار اصلاحات و ترقی تشریح میگردد.
فهرست مندرجات
۱ – ضرورت مطالعه و بازخوانی دوره رضاشاه
۲ – نقش و اهداف انگلیس در به قدرت رساندن رضاخان
۳ – تبار، منش و ویژگیهای شخصیتی رضاخان
۳.۱ – گرگ وحشی
۳.۲ – قزاق قلدر
۳.۳ – لاتِ بیسر و پا
۳.۴ – دیکتاتور خشن و بیرحم
۳.۵ – طمّاع و بیشخصیت
۴ – از صدارت تا سلطنت: مسیر پادشاهی رضاخان
۵ – شاخصه های حکومت رضاخان
۵.۱ – حکومت کودتایی و تحمیلی
۵.۲ – حکومت استبدادی
۵.۳ – وابستگی اقتصادی و سیاسی
۵.۴ – بیرحمی، خشونت سرکوب گسترده
۵.۴.۱ – سرکوب و قتلعام عشایر
۵.۴.۲ – سرکوب خونین قیام مسجد گوهرشاد
۵.۴.۳ – کشتار زندانیان سیاسی
۵.۵ – تهاجم فرهنگی و هویتزدایی
۵.۵.۱ – کشف حجاب
۵.۵.۲ – تغییر لباس و هویتزدایی
۵.۶ – مبارزه با دین، روحانیت و حوزههای علمیه
۵.۷ – فجایع و جنایات با شعار ترقی و اصلاحات
۶ – پانویس
۷ – منبع
۱ – ضرورت مطالعه و بازخوانی دوره رضاشاه
مطالعه دوره حکومت رضاخان از منظر رهبری، جایگاهی ویژه و «عبرتانگیز» در تاریخ معاصر ایران دارد. بررسی این دوره برای درک عمق وابستگی و استبدادی که پس از جنبشهای مردمی مانند مشروطه بر کشور حاکم شد، ضروری است. این دوره نمونهای از جایگزینی یک استبداد قدیمی با حکومتی نوین و وابسته محسوب میشود و در فهم مسیرهای استبداد، وابستگی به بیگانه، و تهاجم به نهادهای دینی ـ فرهنگی دارای اهمیت است.
• «ماجرای به سلطنت رسیدن رضا خان در ایران، یکی از ماجراهای بسیار عبرتانگیز تاریخ ماست.»
[۲] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم، تاریخ:۱۳۷۹/۰۷/۱۴.
• «بعد از هرج و مرجی که در اوائل مشروطه به وجود آمد، به فاصله چند سال، همان دولت بیگانه سلطهگر خارجی – یعنی انگلیس – یک دیکتاتور خشن و بیرحم و بسیار خطرناکتر از سلاطین قبل از مشروطه – یعنی مظفرالدین شاه و ناصرالدین شاه – را بر سر کار آورد که او رضا خان بود.»
[۳] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت، تاریخ:۱۳۸۷/۰۹/۲۴.
• «در واقع ما از دوران استبداد، وارد دوران آزادی نشدیم، بلکه وارد دوران استبداد دیگری همراه با وابستگی شدیم.»
[۴] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت، تاریخ:۱۳۸۷/۰۹/۲۴.
۲ – نقش و اهداف انگلیس در به قدرت رساندن رضاخان
از نگاه رهبری، نقش دولت بریتانیا در به قدرت رساندن رضاخان، امری «مشخص و مسلّم و روشن» و غیرقابل انکار است.
• «رضاخان را انگلیسیها سرِکار آوردند، که جزو تواریخ مشخص و مسلّم و روشن است.»
[۵] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه فجر (روز انقلاب اسلامی و جوانان)، تاریخ:۱۳۷۷/۱۱/۱۳.
ایشان بر اساس اسناد تاریخی و اعترافات خود عوامل داخلی و خارجی، بر این نکته پافشاری میکنند که رضاخان بهصورت کامل یک «عامل دستنشانده» بود که برای اجرای اهداف خاص استعمار در ایران برسرکار آمد.
• «رضا خان را انگلیسیها از میان فوج قزّاق پیدا کردند به یک قلدر بیباک و بیمحابا احتیاج داشتند آوردند و دست او سلاح دادند! دست، پشتش زدند، او را آوردند تا به مقام سلطنت رساندند، بعد مقاصد خودشان را به وسیله او اعمال کردند!»
[۶] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار جمعی از روحانیون، تاریخ:۱۳۷۷/۰۲/۰۲.
• «انگلیسیها رضاخان را به عنوان یک عامل دستنشانده بر سرِ کار آوردند تا کار مورد نظر آنها را انجام دهد. این حرفها جای انکار نیست؛ حرفی نیست که من بزنم؛ این حرفها جزو واضحات تاریخ است که هم گزارشگران نوشتهاند و هم اسنادی که بعد از سی، چهل سال منتشر شده، گویای آن است.»
[۷] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر، تاریخ:۱۳۸۰/۰۵/۰۱.
رهبر انقلاب اسلامی تصریح میکنند که انگلیسیها او را از میان فوج قزّاق انتخاب کردند، چرا که به فردی قلدر، بیباک و بیمحابا نیاز داشتند که بتواند در برابر خواست مردم و مقاومتهای نهادهای دینی مقاومت کند و سیاستها و اهداف آنها را به اجرا درآورد. این وضعیت به انگلیس امکان داد تا از طریق رضاخان نظام دینی ایران را تضعیف کرده و حکومتی دیکتاتوری و سرکوبگر ایجاد کند که قادر به حذف مخالفان مانند مدرّسها باشد و خواستههای قدرت استعمارگر را بدون مانع عملی سازد.
• «در حقیقت رضاخان عاملی بود که انگلیسیها او را وارد صحنه کردند تا نظام دینی را در ایران به هم بریزد.»
[۸] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در آغاز درس خارج فقه، تاریخ:۱۳۷۴/۰۶/۱۴.
• «فهمیدند باید در ایران یک دیکتاتور را بر سرِ کار بیاورند تا امثال مدرّسها را قلعوقمع کند؛ با مردم با کمال خشونت رفتار کند؛ خواستههای انگلیس را اعمال کند. لذا رضا خان را بر سرِ کار آوردند.»
[۹] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم، تاریخ:۱۳۷۹/۰۷/۱۴.
۳ – تبار، منش و ویژگیهای شخصیتی رضاخان
رهبری معظم انقلاب اسلامی، رضاخان را با عبارات بسیار صریح توصیف میکنند و بر رذائل اخلاقی و رفتاری او تأکید دارند:
۳.۱ – گرگ وحشی
رهبری با توصیف رضاخان به “گرگ وحشی”، به خصلتهای خشن و غیرانسانی او اشاره میکنند. این تشبیه نشاندهنده رویکرد سرکوبگرانه و بیرحم رضاخان در برابر مردم ایران است:
• «رضاخان قلدر که مثل یک گرگ وحشی به مردم میتاخت، در مقابل اربابهای انگلیسی، هر امتیازی که خواستند، به آنها داد.»
[۱۰] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار مسئولان اجرائی استان قم، تاریخ:۱۳۸۹/۰۸/۰۵.
۳.۲ – قزاق قلدر
رهبری با اشاره به پیشینه رضاخان در «فوج قزاق»، بر تربیت غیردینی و شخصیت «قلدر» و «بیباک» او تأکید دارند. این ویژگیهای شخصیتی، او را به ابزاری ایدهآل برای قدرت استعماری تبدیل کرده بود.
• «رضا خان را انگلیسیها از میان فوج قزّاق پیدا کردند به یک قلدر بیباک و بیمحابا احتیاج داشتند آوردند و دست او سلاح دادند! دست، پشتش زدند، او را آوردند تا به مقام سلطنت رساندند، بعد مقاصد خودشان را به وسیله او اعمال کردند!»
[۱۱] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار جمعی از روحانیون، تاریخ:۱۳۷۷/۰۲/۰۲.
• «آن کاری را که میخواستند در این مملکت بکنند به وسیله او کردند. آن ضربهای را که میخواستند به دین، به روحانیت، به سنّتهای قدیمی و ملی این کشور و به پایههای دینی و اعتقادی این کشور بزنند، به وسیله او زدند. چون آدم بیباک و گستاخی بود، به درد آنها میخورد!»
[۱۲] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار جمعی از روحانیون، تاریخ:۱۳۷۷/۰۲/۰۲.
۳.۳ – لاتِ بیسر و پا
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به خاستگاه اجتماعی و تربیتی رضاخان، تأکید میکنند که او در محیطی «بیسواد، لاابالی و دور از معارف دینی» پرورش یافت و سالهای جوانی خود را در «قهوهخانهها، میخانهها و در میان الواط» گذراند. چنین محیطی او را از ارزشهای دینی و اخلاقی تهی ساخت و زمینه شکلگیری شخصیتی خشن، بیپروا و آماده برای «معارضه با دین» را در او پدید آورد. بههمین دلیل، رضاخان بدون هیچ مانع اخلاقی یا اعتقادی، ابزار مناسبی برای اجرای سیاستها و برنامههای استعماری در ایران شد.
• «اگر میبینید همه آدمهای حسابیِ ایران با رضاخان مخالفند، به خاطر آن است که آدم لاتِ بی سر و پایی بود که اصلاً اسم دین را نشنیده و مزه آن را هم نچشیده بود.»
[۱۳] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در آغاز درس خارج فقه، تاریخ:۱۳۷۴/۰۶/۱۴.
• «او در یک خانواده بیسوادِ لاابالی و دور از معارف دینی تربیت شده بود و وقتی هم که بزرگ شد، در میان قهوهخانهها و میخانهها و الواط پرسه میزد. اصلاً رضاخان کسی نبود که با دین سر و کاری داشته باشد. مزاجش آماده معارضه با دین – آن هم به قصد براندازی – بود.»
[۱۴] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در آغاز درس خارج فقه، تاریخ:۱۳۷۴/۰۶/۱۴.
• «چون آدم بیباک و گستاخی بود، به درد آنها میخورد! انگلیسیها مدّتها از قبل از مشروطیت دنبال وسیله نفوذی در این کشور میگشتند؛ اما نمیشد. بیشتر هم علما مانع نفوذ بودند. این آدم، آدمی بود که میدانستند در برخورد با علما، گستاخ و بیباک است.»
[۱۵] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار جمعی از روحانیون، تاریخ:۱۳۷۷/۰۲/۰۲.
۳.۴ – دیکتاتور خشن و بیرحم
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین ویژگیهای رضاخان، او را مصداق آشکار یک «دیکتاتور خشن و بیرحم» معرفی میکنند که پس از هرجومرجهای پس از مشروطه، بهدست دولت استعمارگر بریتانیا بر سر کار آمد. ایشان با اشاره به تفاوت میان استبداد پیشین و سلطه جدید، تأکید میکنند که رضاخان بهمراتب خطرناکتر و ستمگرتر از شاهان پیش از خود، همچون ناصرالدینشاه و مظفرالدینشاه بود؛ چراکه استبداد او با وابستگی سیاسی و فرهنگی به بیگانه همراه شد. به تعبیر رهبری، ملت ایران در آن دوره نهتنها از استبداد رها نشد، بلکه از «استبداد سنتی» وارد مرحلهای از «استبداد نوین و وابسته» گردید که تمامی شئون کشور را در خدمت منافع بیگانگان قرار داد.
• «بعد از هرج و مرجی که در اوائل مشروطه به وجود آمد، به فاصله چند سال، همان دولت بیگانه سلطهگر خارجی – یعنی انگلیس – یک دیکتاتور خشن و بیرحم و بسیار خطرناکتر از سلاطین قبل از مشروطه – یعنی مظفرالدین شاه و ناصرالدین شاه – را بر سر کار آورد که او رضا خان بود. دیکتاتوریِ رضا خان بمراتب از دیکتاتوری ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه برای کشور و ملت ما بدتر و خشنتر بود که انگلیسها او را سر کار آوردند. در واقع ما از دوران استبداد، وارد دوران آزادی نشدیم، بلکه وارد دوران استبداد دیگری همراه با وابستگی شدیم.»
[۱۶] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت، تاریخ:۱۳۸۷/۰۹/۲۴.
• «هرجومرج قبل از رضا خان، به وسیله مشت پولادین رضا خان و با کمک دولت انگلیس از بین رفت و یک نظم تحمیلی و استبدادی در کشور به وجود آمد که پنجاه و پنج سال ادامه پیدا کرد.»
[۱۷] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم، تاریخ:۱۳۷۹/۰۷/۱۴.
۳.۵ – طمّاع و بیشخصیت
بر اساس بیانات رهبر انقلاب اسلامی، رضاخان نمونه بارز حاکمی طماع و ثروتاندوز بود که سلطنت را وسیلهای برای انباشت ثروت شخصی قرار داده بود. او که زندگی خود را با خانهای قرضی در تهران آغاز کرد، در مدتی کمتر از پانزده سال با استفاده سیستماتیک از موقعیت حکومتی، به ثروتمندترین پادشاه آسیا تبدیل شد و هزاران هکتار از بهترین زمینهای کشاورزی و مراتع کشور – از فریمان و تهران گرفته تا کرمانشاه، همدان و مناطق شمالی – را به تملک خود درآورد.
• «رضاخان در دوران شانزده، هفده ساله سلطنت خود، ثروت کلانی اندوخت. بد نیست بدانید که بعضی از شهرهای این کشور، به حسب سند، دربست متعلّق به رضاخان بود! مثلاً شهر فریمان تماماً ملک رضاخان بود! بهترین املاک و زمینهای این کشور، متعلّق به او بود. او به این چیزها و به جواهرات علاقه داشت.»
[۱۸] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه فجر (روز انقلاب اسلامی و جوانان)، تاریخ:۱۳۷۷/۱۱/۱۳.
• «در ایران، یک قزّاق بیرحم و طمّاع و بیشخصیت را بهتدریج برکشیده و به صدارت و سپس پادشاهی رساندند.»
[۱۹] پیام رهبری در یک صدمین سال تأسیس حوزه علمیه قم.
رضاشاه که در آغاز سربازی بود که تنها با قرض و اقساط خانهای ساده در تهران ساخته بود، در مدت کوتاهی به یکی از بزرگترین زمینداران تاریخ معاصر ایران تبدیل شد.
[۲۰] بهبودی، سلیمانآ، خاطرات، به اهتمام غلامحسین میرزا صالح، تهران، نشر طرح نو، ۱۳۷۲، چاپ اول، ص۳۳۷.
در کمتر از پانزده سال، او به ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین کشاورزی و مرتع شهرت یافت.
[۲۱] معتضد، خسرو، از سواد کوه تا ژوهانسبورک، تهران، نشر ثالث، ۱۳۷۷، چاپ اول، ص۶۷۱.
در آغاز نخستوزیری، تنها دو خانه در تهران داشت، اما از سال ۱۳۰۳ به خرید گسترده زمین در شمال شهر پرداخت؛ زمینهایی که بعدها محل کاخ دربند و مناطق مهم شمال تهران شدند.
[۲۲] بهبودی، سلیمانآ، خاطرات، به اهتمام غلامحسین میرزا صالح، تهران، نشر طرح نو، ۱۳۷۲، چاپ اول، ص۳۴۲.
از سال ۱۳۰۵ نیز دامنه خریدهای او به استانهای کرمانشاه، همدان و بهویژه نواحی شمالی کشور در کرانههای دریای خزر و جلگههای مازندران گسترش یافت. مدیران املاک سلطنتی با تکیه بر نفوذ سیاسی و اداری خود، بسیاری از مالکان را با فشار و تهدید به فروش اجباری املاکشان وادار میکردند. در مواردی نیز زمینها به بهانه تعلق داشتن به «حریم املاک سلطنتی» مصادره میشد. این فرایند، نمونهای آشکار از تمرکز ثروت و زمین در دست حکومت و گسترش فساد ساختاری در دوران پهلوی اول بود.
[۲۳] غنی، سیروس، ایران برآمدن رضا خان بر افتادن قاجار و نقش انگلیسیها، ترجمه حسن کامشاد، تهران، انتشارات نیلوفر، ۱۳۷۷، چاپ اول، ص۴۲۴.
۴ – از صدارت تا سلطنت: مسیر پادشاهی رضاخان
رهبر انقلاب اسلامی در تحلیل تاریخی خود از آغاز حکومت رضاخان، دیدگاهی متمایز از روایت رسمی تاریخنگاران ارائه میکنند. در حالی که منابع تاریخی، آغاز سلطنت رضاخان را آبانماه ۱۳۰۴ شمسی (۱۳۴۴ قمری / ۱۹۲۵ میلادی) میدانند، زمانی که مجلس شورای ملی با تصویب قطعنامهای، حکومت قاجار را خلع و قدرت را به رضاخان واگذار کرد؛
[۲۴] باسورث، کلیفورد ادموند، سلسلههای اسلامی جدید، ج۱، ص۵۴۲.
[۲۵] فراهانی، حسن، روز شمار تاریخ معاصر ایران، ج۱، ص۸.
رهبر انقلاب بر این باورند که «حکومت رضاشاه از سلطنتش شروع نشد، از کودتای ۱۲۹۹ آغاز شد». از نگاه ایشان، همان کودتای ۱۲۹۹ سرآغاز «استبداد دوم» در تاریخ معاصر ایران بود؛ استبدادی که در قالب عنوان سردار سپه، پیش از سلطنت رسمی پهلوی، پایهگذاری شد و در واقع «میوه رسیدهای بود که در دامان رضاخان گذاشته شد». ایشان تأکید میکنند که از همان سال، مسیر شکلگیری یک حکومت استبدادی جدید آغاز شد و طی چهارده سال، تلاشهای بیگانگان بهویژه انگلیسیها، جامعهای را که بهواسطه نهضتهای ملی و اسلامی در حال رهایی از استبداد بود، به ساختاری «غیرقابل اضمحلال» از دیکتاتوری و وابستگی تبدیل کرد.
• «حکومت رضاشاه از سلطنتش که شروع نشد، از کودتای ۱۲۹۹ شروع شد؛ اصلاً استبداد از آن وقت شروع شد. رضاخان بود که توانست آن استبداد قاهرِ رضاخانی را – سردار سپه بود – مثل یک میوهی رسیدهای در دامن او بگذارد؛ والّا امکان نداشت. پس مبدأ استبداد دوم را، سال ۱۲۹۹ بگذارید.»
[۲۶] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار شورای مرکزی و کمیتههای علمی همایش صدمین سالگرد مشروطیت، تاریخ:۱۳۸۵/۰۲/۰۹.
• «بعد هم در ۱۲۹۹ این مستبد را آوردند سر کار؛ یعنی چهارده سال طول میکشد تا جامعه استبدادیای را که بهوسیله نهضت ملی و اسلامی مردم داشت مضمحل میشد، با مقدماتی که خودشان انجام دادند، به یک جامعهی استبدادیِ غیر قابل اضمحلال تبدیل کنند.»
[۲۷] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار شورای مرکزی و کمیتههای علمی همایش صدمین سالگرد مشروطیت، تاریخ:۱۳۸۵/۰۲/۰۹.
در آبان سال ۱۳۰۲ شمسی (ربیعالاول ۱۳۴۲ قمری)، احمد شاه قاجار، رضا خان را به به عنوان ریاستوزراء برگزید.
[۲۸] فراهانی، حسن، روز شمار تاریخ معاصر ایران، ج۱، ص۵.
رضاخان پس از کودتای ۱۲۹۹ شمسی، با یکپارچه کردن نیروهای نظامی ایران، به عنوان فرماندهای محبوب و قدرتمند ظاهر شد. او سرانجام در مهرماه ۱۳۰۲ شمسی، حکم نخستوزیری را از احمد شاه دریافت کرد. در دوران نخستوزیری رضا خان، کشمکشهای پنهانی بر سر قدرت بین او و احمد شاه ادامه داشت. این رویدادها سرانجام به تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی منجر شد و تاثیرات عمیقی بر تاریخ معاصر ایران گذاشت.
[۲۹] فراهانی، حسن، روز شمار تاریخ معاصر ایران، ج۱، ص۸.
۵ – شاخصه های حکومت رضاخان
از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی، حکومت رضاخان مجموعهای از شاخصههای بنیادین دارد که آن را از دیگر ادوار تاریخی ایران متمایز میسازد. این ویژگیها را میتوان در محورهای زیر تبیین میکنند:
۱. «حکومت کودتایی و تحمیلی»؛
۲. «حکومت استبدادی»؛
۳. «وابستگی اقتصادی و سیاسی»؛
۴. «بیرحمی و خشونت»؛
۵. «تهاجم فرهنگی»؛
۶. «مبارزه با دین و روحانیت»؛
۷. «فجایع و جنایات با شعار ترقی و اصلاحات».
۵.۱ – حکومت کودتایی و تحمیلی
رهبر انقلاب اسلامی بر ماهیت «تحمیلی و کودتایی» حکومت پهلوی تأکید دارند و بیان میکنند که این رژیم برخاسته از اراده و خواست مردم نبود، بلکه محصول طراحی و دخالت مستقیم قدرتهای خارجی بود. ایشان تصریح میکنند که در این حکومت «از آراء مردم، عقاید مردم، دلبستگیها، فرهنگ و درخواستهای آنان هیچ نشانی وجود نداشت.» در این دوره، حکومت هیچ احترام واقعی برای دین، فرهنگ و خواستهای مردم قائل نبود و رابطه میان حاکمیت و جامعه خصمانه و شبیه رابطه ارباب و رعیت بود. سلطنت مطلقهای برقرار بود که تعهدی نسبت به مردم نداشت.
• «حکومت آنها تحمیلی و کودتایی بود. با کودتا سرِکار آمده بودند؛ هم رضاخان با کودتا سرِکار آمده بود، هم محمّدرضا با کودتا سرِکار آمد. حکومت کودتایی، معلوم است چطور حکومتی است: بر مردم تحمیل بودند و از آراءِ مردم، عقاید مردم، دلبستگیهای مردم، فرهنگ مردم و درخواست و ارادهی آنهاهیچ نشانی نبود. آنها برای آراءِ مردم، برای خواست مردم، برای عقاید مردم، برای دین مردم و برای فرهنگ مردم، هیچ احترامی قائل نبودند؛ هیچ رابطه صمیمی و دوستانهای با مردم نداشتند. رابطه، رابطه خصمانه بود؛ رابطه ارباب و رعیّت بود؛ رابطه آقایی و نوکری بود؛ سلطنت بود دیگر! سلطنت و پادشاهی، معنایش همین است؛ یعنی حکومت مطلقهای که هیچ تعهّدی در مقابل مردم ندارد. خانواده پهلوی، پنجاه سال در کشور ما اینگونه زندگی کردند.»
[۳۰] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه فجر (روز انقلاب اسلامی و جوانان)، تاریخ:۱۳۷۷/۱۱/۱۳.
در تاریخ معاصر ایران، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ شمسی (۲۱ فوریه ۱۹۲۱ میلادی) یکی از وقایع مهم و سرنوشتساز به شمار میرود. این کودتا که به رهبری رضاخان میرپنج (بعدها رضا شاه پهلوی) و با حمایت بریتانیا انجام شد.
[۳۱] فراهانی، حسن، روز شمار تاریخ معاصر ایران، ج۱، ص۳۸.
در سوم اسفند سال ۱۲۹۹ شمسی (۱۲ جمادیالثانی ۱۳۳۹ قمری)، رضاخان، فرمانده قوای قزاق، با همکاری سید ضیاءالدین طباطبایی، کودتایی را در تهران به اجرا گذاشت. این کودتا که به «کودتای سوم اسفند» معروف شد، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران محسوب میگردد. رضا خان با این اقدام، کنترل شهر تهران را به دست گرفت و اولین گامهای خود را برای تثبیت قدرت برداشت. یکی از نخستین اقدامات او پس از کودتا، صدور اعلامیهای با عنوان «حکم میکنم» بود که در آن برقراری حکومت نظامی و تعطیلی ادارات و مطبوعات اعلام شد.
[۳۲] فراهانی، حسن، روز شمار تاریخ معاصر ایران، ج۱، ص۴.
۵.۲ – حکومت استبدادی
ماهیت حکومت رضاشاه و بهطور کلی سلسله پهلوی، از مسائل مناقشهبرانگیز در مطالعات تاریخ معاصر ایران به شمار میرود. پژوهشگران در تحلیل این رژیم، برداشتها و چارچوبهای نظری متفاوتی ارائه کردهاند. از جمله این دیدگاهها میتوان به تعبیرهایی چون «نظام شبهمدرن»، «استبداد مدرن»، «ناسیونالیسم مدرن»، «نظام توتالیتر»، «حکومت تودهای»، «استبدادی»، «فاشیستی»، «دیکتاتوری نظامی»، «بناپارتیستی» و حتی «کمالیسم ایرانی» اشاره کرد.
[۳۳] ذاکر اصفهانی، علیرضا، ویژگی ساخت قدرت در دوره رضاشاه، پژوهشکده تاریخ معاصر، تاریخ انتشار:۶ تیر ۱۳۹۴ش.
برخی پژوهشگران بر این باورند که حکومت رضاشاه را نمیتوان در تمام دوران سلطنت او استبدادی دانست؛ از نظر آنان، دوره نخست حکومت وی (۱۳۰۵ تا ۱۳۱۲) ویژگیهای یک دیکتاتوری مطلقه را داشت، در حالیکه دوره دوم (۱۳۱۲ تا ۱۳۲۰) ماهیتی آشکارا استبدادی یافت.
[۳۴] ذاکر اصفهانی، علیرضا، ویژگی ساخت قدرت در دوره رضاشاه، پژوهشکده تاریخ معاصر، تاریخ انتشار:۶ تیر ۱۳۹۴ش.
با این حال، رهبر معظم انقلاب اسلامی و برخی پژوهشگران با استناد به شواهد تاریخی، حکومت رضاشاه را در تمام دورانش نمونهای روشن از استبداد مطلقه میدانند.
[۳۵] رضاشاه، دیکتاتور یا مستبد؟! پژوهشکده تاریخ معاصر، تاریخ انتشار:۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ش.
به باور رهبر انقلاب، آغاز این استبداد از «کودتای ۱۲۹۹» بود، نه از زمان سلطنت رسمی او، و از همان آغاز، رضاخان در قالب یک مستبد تمامعیار حکومت میکرد. رهبری تأکید دارند که این نظام هیچگاه به اراده و مشارکت مردم پایبند نبود و رابطهاش با جامعه، رابطهای خصمانه و اربابورعیّتی بود. در نگاه ایشان، سلطنت پهلوی نه تنها نوعی حکومت سیاسی، بلکه ساختاری مالکانه و تحمیلی بود که مردم را همچون مِلک خود میدانست و هیچ تعهدی در برابر آنان احساس نمیکرد.
• «حکومت رضاشاه از سلطنتش که شروع نشد، از کودتای ۱۲۹۹ شروع شد؛ اصلاً استبداد از آن وقت شروع شد. رضاخان بود که توانست آن استبداد قاهرِ رضاخانی را – سردار سپه بود – مثل یک میوهی رسیدهای در دامن او بگذارد؛ والّا امکان نداشت. پس مبدأ استبداد دوم را، سال ۱۲۹۹ بگذارید.»
[۳۶] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار شورای مرکزی و کمیتههای علمی همایش صدمین سالگرد مشروطیت، تاریخ:۱۳۸۵/۰۲/۰۹.
• «بعد هم در ۱۲۹۹ این مستبد را آوردند سر کار؛ یعنی چهارده سال طول میکشد تا جامعهی استبدادیای را که بهوسیلهی نهضت ملی و اسلامی مردم داشت مضمحل میشد، با مقدماتی که خودشان انجام دادند، به یک جامعهی استبدادیِ غیر قابل اضمحلال تبدیل کنند.»
[۳۷] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در دیدار شورای مرکزی و کمیتههای علمی همایش صدمین سالگرد مشروطیت، تاریخ:۱۳۸۵/۰۲/۰۹.
• «حکومت آنها تحمیلی و کودتایی بود. با کودتا سرِکار آمده بودند؛ هم رضاخان با کودتا سرِکار آمده بود، هم محمّدرضا با کودتا سرِکار آمد. حکومت کودتایی، معلوم است چطور حکومتی است: بر مردم تحمیل بودند و از آراءِ مردم، عقاید مردم، دلبستگیهای مردم، فرهنگ مردم و درخواست و ارادهی آنهاهیچ نشانی نبود. آنها برای آراءِ مردم، برای خواست مردم، برای عقاید مردم، برای دین مردم و برای فرهنگ مردم، هیچ احترامی قائل نبودند؛ هیچ رابطه صمیمی و دوستانهای با مردم نداشتند. رابطه، رابطه خصمانه بود؛ رابطه ارباب و رعیّت بود؛ رابطه آقایی و نوکری بود؛ سلطنت بود دیگر! سلطنت و پادشاهی، معنایش همین است؛ یعنی حکومت مطلقهای که هیچ تعهّدی در مقابل مردم ندارد. خانواده پهلوی، پنجاه سال در کشور ما اینگونه زندگی کردند.»
[۳۸] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، بیانات در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه فجر (روز انقلاب اسلامی و جوانان)، تاریخ:۱۳۷۷/۱۱/۱۳.
۵.۳ – وابستگی اقتصادی و سیاسی
در حوزه اقتصادی، سیاستهای رضاشاه بهشدت وابسته و در خدمت منافع بیگانگان بود. او با اعطای امتیازات گسترده به قدرتهای خارجی، استقلال اقتصادی کشور را تضعیف کرد. بهگفته رهبری انقلاب اسلامی، قراردادهایی همچون قرارداد ۱۹۱۹ میلادی، عملاً اقتصاد و سیاست ایران را در اختیار بیگانگان قرار میداد. هرگاه برخی د
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
