پاورپوینت کامل اهداف جهاد ابتدایی از دیدگاه نهج‌البلاغه (فقه سیاسی)


در حال بارگذاری
16 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اهداف جهاد ابتدایی از دیدگاه نهج‌البلاغه (فقه سیاسی) دارای ۹۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اهداف جهاد ابتدایی از دیدگاه نهج‌البلاغه (فقه سیاسی)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اهداف جهاد ابتدایی از دیدگاه نهج‌البلاغه (فقه سیاسی) :

پاورپوینت کامل اهداف جهاد ابتدایی از دیدگاه نهج‌البلاغه (فقه سیاسی)

منبع: پاورپوینت کامل اهداف جهاد ابتدایی از دیدگاه نهج‌البلاغه (فقه سیاسی)

جهاد ابتدایی و اهداف آن از دیدگاه نهج‌البلاغه یکی از مباحث مطرح شده در فقه سیاسی است.
جهاد در اندیشه امام علی (علیه‌السّلام) وسیله‌ای برای تحقق حق، احیای دین، هدایت مردم و دفاع از عدالت است.
امام، جهاد و امامت خود را تداوم رسالت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و ادامه مسیر هدایت می‌داند.
نهی از منکر مسئولیتی اجتماعی است که از آگاهی تا اقدام عملی برای عدالت را شامل می‌شود.
سیاست جهادی امام محدود به دفاع، پرهیز از آسیب به غیرجنگجویان و تأمین مصلحت جامعه است.
امام جنگ داخلی انحراف از هدایت اسلامی و جهاد دفاعی را محدود به حفظ حق و کاهش می‌داند.
پایبندی به اصول، جلوگیری از خودکامگی و تصمیم‌گیری آگاهانه در مسائل اعتقادی از ارکان سیاست دینی امام است.
نقش اراده الهی و شرایط مشروعیت جهاد، همراه با مسئولیت اجتماعی و آگاهی مردم، شرط موفقیت و پیروزی جبهه حق تلقی می‌شود.

فهرست مندرجات

۱ – حاکمیت حق
۱.۱ – تداوم رسالت پیامبر در امامت
۱.۲ – استراتژی امام در مواجه با دشمنان
۲ – فریضه نهی از منکر
۲.۱ – موضع مومن در برابر عدوان و منکر
۲.۱.۱ – واکنش قلبی و فکری مؤمن
۲.۱.۲ – واکنش زبانی و اظهار موضع
۲.۱.۳ – واکنش قهرآمیز در برابر فساد
۲.۲ – مجاهد مؤمن و استقرار نظام الهی
۲.۳ – تبیین انگیزه الهی جهاد در کلام امام علی
۳ – مبارزه با عوامل فشار و استکبار
۴ – جهاد وسیله هدایت
۵ – حفظ اصول و مقررات عمومی
۵.۱ – سیاست امام در برابر معاویه
۵.۲ – تصمیم‌یابی یقینی در برابر دشمن
۵.۳ – موضع مومن در برابر رویدادهای دشمن
۵.۴ – مراحل تحولات داخلی
۶ – ایجاد تحولات ضروری
۷ – دفاع از موضع حق
۷.۱ – تاکتیک آغاز حمله از سوی دشمن
۷.۲ – اراده و اذن خدا
۷.۳ – اعتلای کلمه حق
۷.۴ – ممنوعیت قتل از کار افتادگان
۷.۵ – ممنوعیت قتل زنان
۸ – ریشه‌کن نمودن تجاوز
۸.۱ – ابلاغ و پذیرش گفتار امام علی
۸.۲ – تفسیر تتخادعون
۹ – پانویس
۱۰ – منبع

۱ – حاکمیت حق

اهداف جهاد ابتدایی بر اساس نهج‌البلاغه عبارتند از:
در دیدگاه امام علی (علیه‌السّلام) مبارز مداوم حق و باطل، اساس و هدف اصلی جهاد است:
«أَما وَ اللهِ إنْ کُنْتُ لَفی ساقَتِها حَتَّى تَوَلَّتْ بِحَذافیرِها، ما عَجَزْتُ، وَ لا جَبُنْتُ، وَ إِنَّ مَسیری هذا لِمثْلِها، فَلاََنْقُبَنَّ الْباطِلَ حَتَّى یَخْرُجَ الْحَقُّ مِنْ جَنْبِهِ.»

[۱] سیدرضی، محمد بن حسین، نهج‌ البلاغه، ص۹۲، خطبه۳۳.

«سوگند به خدا من در این کاروانی که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پیشوایی و رهبریش می‌نمود، مانند کسی بودم که در آخرین قسمت کاروان مراقب صف منظم و حرکت موزون کاروان است و آن را فرماندهی می‌کند.»
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پیشاپیش، به این کاروان بشری در مسیر هدایت، جهت و حرکت می‌داد و امام در پشت سر، حرکت کاروان را کنترل و نظام می‌بخشید.

۱.۱ – تداوم رسالت پیامبر در امامت

امام (علیه‌السّلام) این مطلب را از آن جهت مطرح می‌کند که زمان امامت خود را دنبال زمان رسالت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌داند و حرکت فعلی خود را در برابر مخالفینش ادامه همان حرکت و در همان جهتی می‌داند که در زمان رسول خدا و در جبه اسلام در مقابل مشرکین برای خود اتخاذ کرده بود. همانطورکه امامت تداوم رسالت است.
جبه امام نیز تداوم جبه پیامبر می‌باشد و به همین دلیل، جبه دشمنان اسلام نیز ادام راه کسانی است که در برابر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) موضع خصمانه داشتند.

۱.۲ – استراتژی امام در مواجه با دشمنان

امام (علیه‌السّلام) در باطن و حقیقت، راه دشمنانش را که بر او شوریده و یاغی شده‌اند، تداوم راه شرک ابوسفیان‌ها و ابوجهل‌ها می‌داند، ولی به دلیل احترام به انتسابشان به اسلام – گو اینکه رابطه منافقانه باشد – در عمل تلاش خود را در درگیری با آنان، در پراکنده کردن و به هم زدن تشکلشان محصور می‌کند و سربازان را از دست زدن به اموال آنها و اسیر گرفتن زنان و کودکانشان باز می‌دارد.

امام صادق (علیه‌السّلام) در حدیثی می‌فرماید: «رفتار مسالمت‌آمیز امام با دشمنان سفاک خود به خاطر آن بود که امام می‌دانست سرانجام دولت باطل روی کار خواهد آمد و خواست در آینده از روش او پیروی کنند.»

۲ – فریضه نهی از منکر

جهاد خود یکی از مصادیق فریضه همگانی نظارت عمومی و تلاش برای سالم‌سازی محیط زیست از فساد و تباهی و ظلم است. امام در این زمینه چنین بیان می‌کند:
«أَیُّها الْمُؤْمِنُونَ، إِنَّهُ مَنْ رَأَى عُدْواناً یُعْمَلُ بِهِ وَ مُنْکَراً یُدْعَى إِلَیْهِ، فَأَنْکَرَهُ بِقَلْبِهِ فَقَدْ سَلِمَ وَ بَرِىءَ، وَ مَنْ أَنْکَرَهُ بِلِسانِهِ فَقَدْ أُجِرَ وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ صاحِبِهِ، وَ مَنْ أَنْکرَهُ بِالسَّیْفِ لِتَکُونَ کَلِمَهُ اللهِ هِیَ الْعُلْیا وَ کَلِمَهُ الظّالِمینَ السُّفْلَى، فَذلِکَ الَّذی أَصابَ سَبیلَ الْهُدَى، وَ قَامَ عَلَى الطَّریق، وَ نَوَّرَ فی قَلْبِهِ الْیَقینُ. »

[۲] سیدرضی، محمد بن حسین، نهج‌ البلاغه، ص۸۷۰، حکمت۳۶۳.

«ای مؤمنان حقیقت این است که هرکسی تجاوز و ستمی را که انجام می‌گیرد و ناپسند و منکری را که به سویش دعوت می‌شود، مشاهده کند و در دل و‌ اندیشه آن را انکار کند و بدان نفرت ورزد، بی‌شک از اینگونه آلودگی‌ها سالم و دامنش پاک و مبری خواهد بود. و آن کس که با زبانش انکار کند، ماجور می‌شود و از یار اولی برتر خواهد بود. و کسی که مسلحانه انکار بورزد تا کلم خدا و نام و آیین و سخن و اراده خدا برترین باشد و نام و کردار و سخن ستمکاران پس گردد، چنین کسی راه هدایت جسته و بر راه راست استوار گشته و در قلبش نور یقین برافروخته است.»
از این سخن امام می‌توان نقطه‌نظرهای زیر را در رابطه با بعد مسئولیت‌های عمومی جهاد برداشت نمود:

۲.۱ – موضع مومن در برابر عدوان و منکر

مؤمن بنابر خصلت و انگیزه ایمانش در برابر عملکرد عدوانی و دعوت به منکر نمی‌تواند موضع بی‌تفاوت داشته باشد و چنین موضعی می‌تواند نشانه فقدان ایمان و نفوذ نفاق باشد.

۲.۱.۱ – واکنش قلبی و فکری مؤمن

نخستین عکس‌العمل در برابر دو انحراف فاجعه‌آمیز فوق، (عدوان و دعوت به منکرات) نفرت قلبی است که نتیجه تحلیل فکری و ارزیابی رویدادها با موازین و ضوابط ارزش‌های مکتبی است.
بی‌شک چنین افکار و نفرت نشان سلامت فکر و منزه بودن از سقوط در جنین گنداب‌ها است و حاکی از تسلیم او در برابر نظام ارزشی مکتبی خواهد بود که به مقتضای ایمان آن را پذیرفته است.

۲.۱.۲ – واکنش زبانی و اظهار موضع

دومین مرحل عکس‌العمل مؤمن در چنین شرایطی، بروز حالت قلبی و فکری او در زبان و گفتارش است که این دو از هم تفکیک پذیر نیست، مگر در شرایط خاص و استثنایی تقیّه.

۲.۱.۳ – واکنش قهرآمیز در برابر فساد

در مرحله سوم، مؤمن وقتی شرایط عدوان و فساد را با قدرت زبان و بینش نتوانست دگرگون کند، برای ریشه‌کن کردن آن دو دست به اقدام قهرآمیز می‌زند.
از نیروی سلاح استفاده می‌کند و به روی متجاوزان و هواداران و مسببّین فساد و آلودگی‌ها در جامعه سلاح می‌کشد.

۲.۲ – مجاهد مؤمن و استقرار نظام الهی

این‌چنین مؤمن مجاهدی خود و جامعه‌اش را هدایت و راه خدا را باز یافته و استقامت و استواری برخط و راه درست را به اثبات رسانیده و نشان داده است که قلبش با انوار یقین روشن شده است.
حال در چنین شرایطی امنیت و اقام نظام الهی، ایجاد محیط سالم برای شکل‌گیری نظام سیاسی عادلانه مهیا می‌شود.

۲.۳ – تبیین انگیزه الهی جهاد در کلام امام علی

امام (علیه‌السّلام) در پاسخ آنان‌که وی را به قدرت‌طلبی متهم می‌کردند، فرمود:
«اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذی کانَ مِنّا مُنافَسَهً فی سُلْطان، وَ لا الِْتماسَ شیء مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ، وَلکِنْ لِنَرِدَ الْمَعالِمَ مِنْ دینِکَ، وَ نُظْهِرَ الاِْصْلاحَ فی بِلادِکَ، فَیَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِکَ، وَ تُقامَ الْمُعَطَّلَهُ مِنْ حُدُودِکَ. اللَّهُمْ إِنّی أَوَّلُ مَنْ أَنابَ، وَ سَمِعَ وَ أَجابَ، لَمْ یَسْبِقْنی إِلاّ رَسُولُ اللهِ (صلى‌الله‌علیه‌وآله) بِالصَّلاهِ.»

[۳] سیدرضی، محمد بن حسین، نهج‌ البلاغه، ص۲۹۳، خطبه۵۵.

«بار خدایا تو خود می‌دانی که آن چه از ما رخ داده و درگیری‌هایی که با قاسطین، ناکثین و مارقین داشته‌ایم، هیچ‌کدام برای مبارزه و رقابت در جهت چنگ‌اندازی به قدرت نبوده، و نه برای به دست آوردن چیزی از متاع ناچیز و بی‌ارزش دنیا و لکن هدف ما این بود که نشانه‌ها و آثار و آیات بیّنات دینت را به جایگاه اصلیش بازگردانیم و بار دیگر چراغ هدایت را فرا راه بندگانت روشن کنیم. اصلاح و بازسازی امور را در سرزمین‌های تو، به پیروزی رسانده آن را علنی و آشکار سازیم. تا ستمدیدگان از بندگانت، در امنیت به سر برند و فرامین و احکام تعطیل شده دین برپا و اجرا گردد. بارخدایا من نخستین کسی هستم که پاسخ دادم و من در این کار پیشگام بودم و کسی جز پیامبر در به جا آوردن نماز بر من پیشی نگرفت.»

سبط ابن جوزی در تذکره الخواص این خطبه را با مختصر تفاوت نقل کرده و قاضی نعمان نیز این فصل را در جلد دوم دعائم الاسلام از امام (علیه‌السّلام) روایت کرده است.

۳ – مبارزه با عوامل فشار و استکبار

عوامل فشار و استکباری همواره منشا فساد و گمراهی در روابط واحدهای بشریند و مبارزه با این عوامل تضمین‌کننده برقراری روابط سالم بین‌المللی است.
امام در این رابطه، جنگ داخلی را محکوم و آن را سرگرم‌کننده در برابر فتن اصلی جنگ می‌شمارد:
«وَ لکِنّا إِنَّما أَصْبَحْنا نُقاتِلُ إِخْوانَنا فی الاِْسْلامِ عَلَى ما دَخَلَ فیهِ مِنَ الزَّیْغِ وَ الاعْوِجاجِ، وَ الشُّبْهَهِ وَ التّأْوِیلِ، فَإِذا طَمِعْنا فی خَصْلَه یَلُمُّ اللهُ بِها شَعَثَنا، وَ نَتَدانَى بِهَا إِلَى الْبَقیَّهِ فیَما بَیْنَنا، رَغِبْنا فِیها، وَ أَمْسَکْنا عَمّا سِواها.»

[۴] سیدرضی، محمد بن حسین، نهج‌ البلاغه، ص۲۷۸، خطبه۱۲۱.

«و لکن ما وقتی به خود آمدیم، مشاهده کردیم با کسانی که در اسلام با ما برادرند، به خاطر لغزش و انحراف و کجی و اشتباه و تاویل حقایق، ناگزیر از جنگ شده‌ایم و امیدوار شدیم در انتخاب شیوه دیگری که خداوند با آن پراکندگی ما را به وحدت و همبستگی می‌بخشد و بدان وسیله ما در میان خود با یکدیگر نزدیک می‌شویم، به این شیوه تمایل پیدا می‌کنیم و از شیوه‌های دیگری که بوده دست برمی‌داریم.»
هنگامی‌که جنگ داخلی بر امام تحمیل شد، امام سعی کرد با قبول حکمیت دشمن را از ادام جنگ باز بدارد و با تبیین این اصل که فساد داخلی راهگشای اقتدار استکبار است، راه را برای تکرار جریان‌های جنگ‌طلب داخلی مسدود کند.
امام (علیه‌السّلام) گرچه با کیفیت طرح حکمیت، از همان آغاز مخالف بود و آن را یک توطئه برای نجات از شکست قطعی از طرف معاویه به دستیاری عمروعاص و ایجاد اختلاف در صفوف متشکل جبهه امام و منصرف کردن ذهن‌ها از مسئل جنگ تلقی می‌کرد، اما در برابر شورش خوارج که قبول چنین پیشنهادی را در تمام شرایط، محکوم و اصولا مشروعیت حکمیت را نفی می‌کردند، آن را راه‌حل منطقی در برخی شرایط می‌داند که تشخیص ضرورت آن بر عهده امام مسلمین است.

۴ – جهاد وسیله هدایت

تاثیر جهاد در هدایت به‌طور مستقیم نیست، تا با اصل:

(لا اِکْراهَ فِی الدّینِ‌)

ناسازگار باشد.
هدایت‌گری جهاد به دلیل زمینه‌سازی شرایطی است که هدایت را به دنبال دارد.
امام (علیه‌السّلام) در برتری هدایت بر جهاد می‌گوید:
«أمّا قَوْلُکُمْ: أَکُلَّ ذلِکَ کَراهیَهَ الْمَوْتِ؟ فَوَ اللهِ ما أُبالی دَخَلْتُ إِلَى المَوْتِ أَوْ خَرَجَ المَوْتُ إِلَیَّ. وَ أَمّا قَوْلُکُمْ: شَکّاً فی أَهْلِ الشّامِ! فَوَ اللهِ ما دَفَعْتُ الْحَرْبَ یَوْماً إِلاّ وَ أَنا أَطْمَعُ أَنْ تَلْحَقَ بی طائِفَهٌ فَتَهْتَدیَ بی، وَ تَعْشُوَ إِلى ضَوْئی، فهُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَقْتُلَها عَلَى ضَلالِها، وَ إِنْ کانَتْ تَبُوءُ بِآثَامِها.»

[۵] سیدرضی، محمد بن حسین، نهج‌ البلاغه، ص۱۱۵، خطبه۵۴.

«اما گفتارتان که: آیا این همه تاخیر در اقدام و شروع به جنگ به خاطر مکروه شمردن مرگ است‌؟ سوگند به خدا برای من فرقی ندارد، من به آغوش مرگ وارد شوم، یا مرگ به سوی من درآید. اما گفتارتان که گویی من در مورد مردم شام که در باطلند تردید دارم و به خاطر این، جنگ را آغاز نمی‌کنم، سوگند به خدا اگر آنان به دست من هدایت یابند و با بینش و بصیرت و دید ضعیفی هم که دارند به سوی نور من راه پیدا کنند، چنین نتیجه‌ای برای من محبوب‌تر است از این‌که آنها را در حال گمراهیشان بکشم. گرچه سرانجام آنها به لغزش‌ها و گناهانشان باز خواهند گشت.»

امام (علیه‌السّلام) در جریان صفین سعی بر آن داشت که با تاخیر‌ انداختن جنگ، مهلت بیشتری به فریب‌خورده‌ها بدهد، تا به راه نجات کشانده شوند. مردم کوفه بدون توجه به عمق روش امام، اعتراض می‌کردند که ما زنان، فرزندان و خانه‌هایمان را رها کرده و به این صحنه آمده‌ایم تا شام را به وطن بزرگ اسلامی بازگردانیم، این امروز و فردا کردن و دست روی دست گذاردن علتی نمی‌تواند داشته باشد، جز این‌که کسی از مرگ بترسد و یا تردیدی در گمراه بودن مردم شام داشته باشد. در چنین شرایطی بود که امام (علیه‌السّلام) با بیان این سخن، پاسخ آنها را می‌دهد.

۵ – حفظ اصول و مقررات عمومی

هنگامی‌که اصول زیر پاگذارده، قوانین نادیده گرفته، مرز حدود مقررات شکسته شود و اصل اباحه اساس خودکامگی شود؛ در واقع انسان، جامعه و روابط بشری در مخاطره جدی قرارگرفته است. چنانکه امام (علیه‌السّلام) می‌فرماید:
«وَأَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ مِنْ رَأیِی فِی الْقِتَالِ، فَإِنَّ رَأْیِی قِتَالُ الْـمُحِلِّینَ حَتَّى أَلْقَى اللهَ، لاَ یَزِیدُنِی کَثْرَهُ النَّاسِ حَوْلِی عِزَّهً، وَلاَ تَفَرُّقُهُمْ عَنِّی وَحْشَهً،وَ لا تَحْسَبَنَّ ابْنَ أَبیکَ ـ وَ لَوْ أَسْلَمَهُ النّاسُ ـ مُتَضَرِّعاً مُتَخَشِّعاً، وَ لا مُقِرّاً لِلضَّیْمِ وَاهِناً، وَ لا سَلِسَ الزِّمامِ لِلْقائِدِ، وَ لا وَطِىءَ الظَّهْرِ لِلرّاکِبِ المُقْتَعِدَ.»

[۶] سیدرضی، محمد بن حسین، نهج‌ البلاغه، ص۶۶۲، نامه۳۶.

«و اما در مورد آنچه سئوال کردی و نظر من را در زمینه جنگ پرسیدی. البته نظر من مبارزه یا جنگیدن در برابر کسانی است که حدود را می‌شکنند و به اصول و مقررات احترام قائل نیستند؛ تا آنجا که خدا را ملاقات کنم. در این راه نه فزونی مردم برگرداگردم بر عزت و غرورم می‌افزاید و نه پراکندگی آنان و تنها ماندنم مرا به وحشت می‌افکند. درب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.