پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۲۱
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۲۱ دارای ۶۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۲۱،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۲۱ :
پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۲۱
««نامه قبل
نامه بعد»»
فهرست
گزارش خطا
نام:
شماره موبایل :
متن پیام
ارسال
نامه ۲۱
مِنْ کِتَابٍ لَهُ (عَلَیْهِالسَّلَامُ):
«از نامههای آن حضرت (علیهالسلام):»
إِلَى أَیْضًا
«و نیز (خطاب) به او»
«فَدَعِ الْإِسْرَافَ مُقْتَصِدًا،»۱
«فَدَعِ»:
الْفَاءُ: اسْتِئْنَافِیَّهٌ؛
«فاء: استینافیه است»
دَعِ: فِعْلُ أَمْرٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَحُرِّکَ بِالْکَسْرِ مَنْعًا لِالْتِقَاءِ سَاکِنَیْنِ؛
«دع: فعل امر مبنی بر سکون است و برای جلوگیری از التقای ساکنین، با کسره حرکت داده شده است»
وَ فَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ وُجُوبًا تَقْدِیرُهُ: أَنْتَ؛
«و فاعل آن ضمیر مستتر وجوبی است که تقدیر آن «أنت» میباشد»
«الْإِسْرَافَ»:
مَفْعُولٌ بِهِ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ؛
«مفعولبه منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است»
«مُقْتَصِدًا»:
حَالٌ
[۱] (مُقْتَصِدًا) حَالٌ لِضَمِیرِ (دَعْ).
مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ الثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛
«حال
[۲] (مقتصداً) حال برای ضمیر (دع) است.
منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است، و فتحه دوم برای تنوین میباشد»
«وَ اذْکُرْ فِی الْیَوْمِ غَدًا،»۲
«وَ اذْکُرْ»:
الْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛
«واو: عاطفه است»
اذْکُرْ: فِعْلُ أَمْرٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ الظَّاهِرِ؛
«اذکر: فعل امر مبنی بر سکون ظاهری است»
وَ فَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ وُجُوبًا تَقْدِیرُهُ: أَنْتَ؛
«و فاعل آن ضمیر مستتر وجوبی است که تقدیر آن «أنت» میباشد»
«فِی»:
حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«حرف جر مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»
«الْیَوْمِ»:
اسْمٌ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ؛
«اسم مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است»
وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِالْفِعْلِ «اذْکُرْ»؛
«و جار و مجرور متعلق به فعل «اذْکُرْ» میباشند»
«غَدًا»:
مَفْعُولٌ بِهِ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ الثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛
«مفعولبه منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است، و فتحه دوم برای تنوین میباشد»
«وَأَمْسِکْ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ،»۳
«وَأَمْسِکْ»:
الْوَاوُ: عَاطِفَهٌ
[۳] وَ الْجُمْلَتَانِ (أَمْسِکْ، قَدِّمْ) مَعْطُوفَتَانِ عَلَى جُمْلَهِ (دَعْ).
؛
«واو: عاطفه است
[۴] و دو جمله (أمسک، قدّم) بر جمله (دع) عطف شدهاند.
»
أَمْسِکْ: فِعْلُ أَمْرٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ الظَّاهِرِ؛
«أمسک: فعل امر مبنی بر سکون ظاهری است»
وَ فَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ وُجُوبًا تَقْدِیرُهُ: أَنْتَ؛
«و فاعل آن ضمیر مستتر وجوبی است که تقدیر آن «أنت» میباشد»
«مِنَ»:
حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَحُرِّکَ بِالْفَتْحِ مَنْعًا لِالْتِقَاءِ سَاکِنَیْنِ، لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«حرف جر مبنی بر سکون است و برای جلوگیری از التقای ساکنین، با فتحه حرکت داده شده و محلی از اعراب ندارد»
«الْمَالِ»:
اسْمٌ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ؛
«اسم مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است»
وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِالْفِعْلِ «أَمْسِکْ»؛
«و جار و مجرور متعلق به فعل «أَمْسِکْ» میباشند»
«بِقَدْرِ»:
الْبَاءُ: حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى الْکَسْرِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«باء: حرف جر مبنی بر کسر است و محلی از اعراب ندارد»
قَدْرِ: اسْمٌ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ، وَهُوَ مُضَافٌ؛
«قدر: اسم مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است، و آن مضاف است»
«ضَرُورَتِکَ»:
مُضَافٌ إِلَیْهِ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ، وَهُوَ مُضَافٌ؛
«مضافالیه مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است، و آن مضاف است»
وَالْکَافُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِالْإِضَافَهِ؛
«و کاف: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل جر به اضافه واقع شده است»
وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِحَالٍ مَحْذُوفٍ، أَوْ بِنَائِبِ مَفْعُولٍ مُطْلَقٍ، أَیْ: إِمْسَاکًا بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ؛
«و جار و مجرور متعلق به حال محذوف، یا نائب مفعول مطلق است، یعنی: إمساکاً بقدر ضرورتک»
«وَ قَدِّمِ الْفَضْلَ لِیَوْمِ حَاجَتِکَ.»۴
«وَ قَدِّمِ»:
الْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛
«واو: عاطفه است»
قَدِّمِ: فِعْلُ أَمْرٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ، وَحُرِّکَ بِالْکَسْرِ مَنْعًا لِالْتِقَاءِ سَاکِنَیْنِ؛
«قدّم: فعل امر مبنی بر سکون است و برای جلوگیری از التقای ساکنین، با کسره حرکت داده شده است»
وَ فَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ وُجُوبًا تَقْدِیرُهُ: أَنْتَ؛
«و فاعل آن ضمیر مستتر وجوبی است که تقدیر آن «أنت» میباشد»
«الْفَضْلَ»:
مَفْعُولٌ بِهِ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ؛
«مفعولبه منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است»
«لِیَوْمِ»:
اللَّامُ: حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى الْکَسْرِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«لام: حرف جر مبنی بر کسر است و محلی از اعراب ندارد»
یَوْمِ: اسْمٌ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ، وَهُوَ مُضَافٌ؛
«یوم: اسم مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است، و آن مضاف است»
«حَاجَتِکَ»:
مُضَافٌ إِلَیْهِ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ، وَهُوَ مُضَافٌ؛
«مضافالیه مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است، و آن مضاف است»
وَالْکَافُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِالْإِضَافَهِ؛
«و کاف: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل جر به اضافه واقع شده است»
وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِالْفِعْلِ «قَدِّمِ»؛
«و جار و مجرور متعلق به فعل «قَدِّمِ» میباشند»
«أَتَرْجُو أَنْ یُعْطِیَکَ اللهُ أَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ»۵
«أَتَرْجُو»:
الْهَمْزَهُ: لِلِاسْتِفْهَامِ
[۵] الْجُمْلَهُ اسْتِفْهَامِیَّهٌ عَلَى سَبِیلِ الْإِنْکَارِ.
؛
«همزه: برای استفهام است
[۶] جمله استفهامی و برای انکار است.
»
تَرْجُو: فِعْلٌ مُضَارِعٌ مَرْفُوعٌ وَ عَلَامَهُ رَفْعِهِ الضَّمَّهُ الْمُقَدَّرَهُ عَلَى آخِرِهِ لِلثِّقَلِ؛
«ترجو: فعل مضارع مرفوع و علامت رفع آن ضمه مقدر بر آخر آن به دلیل ثقیل بودن است»
وَ فَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ وُجُوبًا تَقْدِیرُهُ: أَنْتَ؛
«و فاعل آن ضمیر مستتر وجوبی است که تقدیر آن «أنت» میباشد»
«أَنْ»:
حَرْفُ نَصْبٍ مَصْدَرِیٌّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«حرف نصب مصدری مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»
«یُعْطِیَکَ»:
فِعْلٌ مُضَارِعٌ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ؛
«فعل مضارع منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است»
وَالْکَافُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ نَصْبِ مَفْعُولٍ بِهِ أَوَّلٍ؛
«و کاف: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل نصب مفعولبه اول واقع شده است»
«اللهُ»:
لَفْظُ الْجَلَالَهِ فَاعِلٌ مَرْفُوعٌ وَعَلَامَهُ رَفْعِهِ الضَّمَّهُ الظَّاهِرَهُ؛
«لفظ جلاله فاعل مرفوع و علامت رفع آن ضمه ظاهری است»
«أَجْرَ»:
مَفْعُولٌ بِهِ ثَانٍ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَهُوَ مُضَافٌ؛
«مفعولبه دوم منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است، و آن مضاف است»
«الْمُتَوَاضِعِینَ»:
مُضَافٌ إِلَیْهِ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْیَاءُ؛ لِأَنَّهُ جَمْعُ مُذَکَّرٍ سَالِمٌ؛
«مضافالیه مجرور و علامت جر آن «یاء» است؛ زیرا جمع مذکر سالم میباشد»
وَ الْمَصْدَرُ الْمُؤَوَّلُ مِنْ «أَنْ یُعْطِیَکَ» وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ نَصْبِ مَفْعُولٍ بِهِ لِلْفِعْلِ «تَرْجُو»؛
«و مصدر مؤول از «أَنْ یُعْطِیَکَ» در محل نصب مفعولبه برای فعل «تَرْجُو» واقع شده است»
وَ جُمْلَهُ «أَ تَرْجُو» اسْتِئْنَافِیَّهٌ؛
«و جمله «أَ تَرْجُو» استینافیه است
«وَأَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ!»۶
«وَأَنْتَ»:
الْوَاوُ: حَالِیَّهٌ؛
«واو: حالیه است»
أَنْتَ: ضَمِیرٌ مُنْفَصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ رَفْعِ مُبْتَدَأٍ؛
«أنت: ضمیر منفصل مبنی بر فتح است که در محل رفع مبتدا واقع شده است»
«عِنْدَهُ»:
مَفْعُولٌ فِیهِ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَهُوَ مُضَافٌ؛
«مفعولفیه منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است، و آن مضاف است»
وَالْهَاءُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الضَّمِّ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِالْإِضَافَهِ؛
«و هاء: ضمیر متصل مبنی بر ضم است که در محل جر به اضافه واقع شده است»
وَ الظَّرْفُ «عِنْدَهُ» مُتَعَلِّقٌ بِحَالٍ مَحْذُوفٍ؛
«و ظرف «عِنْدَهُ» متعلق به حال محذوف است»
«مِنَ»:
حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَحُرِّکَ بِالْفَتْحِ مَنْعًا لِالْتِقَاءِ سَاکِنَیْنِ، لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«حرف جر مبنی بر سکون است و برای جلوگیری از التقای ساکنین، با فتحه حرکت داده شده و محلی از اعراب ندارد»
«الْمُتَکَبِّرِینَ»:
اسْمٌ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْیَاءُ لِأَنَّهُ جَمْعُ مُذَکَّرٍ سَالِمٌ؛
«اسم مجرور و علامت جر آن «یاء» است زیرا جمع مذکر سالم میباشد»
وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِخَبَرٍ مَحْذُوفٍ؛
«و جار و مجرور متعلق به خبر محذوف هستند»
وَ جُمْلَهُ «أَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ» حَالِیَّهٌ لِضَمِیرِ «تَرْجُو»؛
«و جمله «أَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
