پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۱۳


در حال بارگذاری
14 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۱۳ دارای ۵۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۱۳،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۱۳ :

پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۱۳

««نامه قبل

نامه بعد»»

فهرست

گزارش خطا

نام:

شماره موبایل :

متن پیام

ارسال

نامه ۱۳

مِنْ کِتابٍ لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ):
«از نامه‌های حضرت (علیه‌السلام):»

إلى أَمِیرَیْنِ مِنْ أُمَراءِ جَیْشِهِ؛
«خطاب به دو تن از فرماندهان سپاهش»

«وَ قَدْ أَمَّرْتُ عَلَیْکُمَا وَ عَلَى مَنْ فِی حَیِّزِکُمَا مَالِکَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ،»۱
«وَ قَدْ»:

اَلْوَاوُ: اِسْتِئْنَافِیَّهٌ

[۱] قَالَ ابْنُ مِیثَمٍ: هَذَا الْفَصْلُ لِزِیَادِ بْنِ النَّضْرِ وَ شُرَیْحِ بْنِ هَانِی، کَتَبَ إِلَیْهِمَا: أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی أَمَّرْتُ…

؛

«واو: استینافیه است

[۲] ابن میثم گفته است: این بخش برای زیاد بن نضر و شریح بن هانی است، که به آن دو نوشت: اما بعد، من فرمان دادم…

»

قَدْ: حَرْفُ تَحْقِیقٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«قد: حرف تحقیق مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»

«أَمَّرْتُ‌»:

فِعْلٌ مَاضٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لِاتِّصَالِهِ بِضَمِیرِ الرَّفْعِ؛

«فعل ماضی مبنی بر سکون به دلیل اتصالش به ضمیر رفع»

وَ التَّاءُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الضَّمِّ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ رَفْعِ فَاعِلٍ؛

«و تاء: ضمیر متصل مبنی بر ضم، در محل رفع فاعل واقع شده است»

«عَلَیْکُمَا»:

عَلَى: حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«علی: حرف جر مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»

کُمَا: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِحَرْفِ الْجَرِّ؛

«کما: ضمیر متصل مبنی بر سکون، در محل جر به حرف جر واقع شده است»

وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِالْفِعْلِ «أَمَّرْتُ‌»؛

«و جار و مجرور متعلق به فعل «أَمَّرْتُ‌» هستند»

«وَ عَلَى»:

اَلْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛

«واو: عاطفه است»

عَلَى: حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«علی: حرف جر مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»

«مَنْ‌»:

اِسْمٌ مَوْصُولٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِحَرْفِ الْجَرِّ؛

«اسم موصول مبنی بر سکون، در محل جر به حرف جر واقع شده است»

وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مَعْطُوفَانِ

[۳] مَنْ فِی حَیِّزِکُمَا: مَعْطُوفٌ عَلَى الضَّمِیرِ الْمَجْرُورِ الْمُقَدَّمِ، وَ لِذَا أَعَادَ الْجَارَّ؛ لِأَنَّ الضَّمِیرَ الْمُتَّصِلَ بِالْجَارِّ لِشِدَّهِ اتِّصَالِهِ بِهِ صَارَ کَالْجُزْءِ لَهُ، وَ لَا یَجُوزُ الْعَطْفُ عَلَى جُزْءِ الْکَلِمَهِ.

عَلَى «عَلَیْکُمَا»؛

«و جار و مجرور بر «عَلَیْکُمَا» معطوف هستند

[۴] من فی حیزکما: بر ضمیر مجرور مقدم عطف شده است و به همین دلیل حرف جر را تکرار کرده است؛ زیرا ضمیر متصل به حرف جر به دلیل شدت اتصالش به آن، مانند جزئی از آن شده است و عطف بر جزء کلمه جایز نیست.

»

«فِی»:

حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«حرف جر مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»

«حَیِّزِکُمَا»:

اِسْمٌ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ هُوَ مُضَافٌ؛

«اسم مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است، و آن مضاف است»

کُمَا: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِالْإِضَافَهِ؛

«کما: ضمیر متصل مبنی بر سکون، در محل جر به اضافه واقع شده است»

وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِفِعْلِ (اِسْتَقَرَّ) الْمَحْذُوفِ؛

«و جار و مجرور متعلق به فعل محذوف (استقر) هستند»

وَ جُمْلَهُ (اِسْتَقَرَّ) صِلَهُ الْمَوْصُولِ لَا مَحَلَّ لَهَا مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«و جمله (استقر) صله موصول است و محلی از اعراب ندارد»

«مَالِکَ‌»:

مَفْعُولٌ بِهِ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ؛

«مفعول‌به منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است»

«بْنَ‌»:

نَعْتٌ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ هُوَ مُضَافٌ؛

«نعت منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است، و آن مضاف است»

«الْحَارِثِ‌»:

مُضَافٌ إِلَیْهِ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ؛

«مضاف‌الیه مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است»

«الأَشْتَرَ»:

نَعْتٌ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ؛

«نعت منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است»

«فَاسْمَعَا لَهُ وَ أَطِیعَا،»۲
«فَاسْمَعَا»:

اَلْفَاءُ: عَاطِفَهٌ

[۵] وَ الْجُمَلُ (فَاسْمَعَا لَهُ، وَ أَطِیعَا، وَ اجْعَلَاهُ) مَعْطُوفَهٌ عَلَى جُمْلَهِ (أَمَّرْتُ)، وَ الْفَاءُ الْأُولَى لِلتَّسْبِیبِ؛ لِأَنَّ الْمَعْطُوفَ بِهَا مُتَسَبِّبٌ عَنِ الْمَعْطُوفِ عَلَیْهِ، وَ لَکَ أَنْ تَجْعَلَهَا فَصِیحَهً.

؛

«فاء: عاطفه است

[۶] و جمله‌های (فاسمعا له، و أطیعـا، واجعـلاه) بر جمله (أمرت) معطوف است، و فاء اول برای تسبیب است؛ زیرا معطوف به آن، مسبب از معطوف علیه است، و می‌توانی آن را فصیحه قرار دهی.

»

اِسْمَعَا: فِعْلُ أَمْرٍ مَبْنِیٌّ عَلَى حَذْفِ النُّونِ لِأَنَّ مُضَارِعَهُ مِنَ الْأَفْعَالِ الْخَمْسَهِ؛

«اسمعا: فعل امر مبنی بر حذف نون است زیرا مضارع آن از افعال خمسه است»

وَ الْأَلِفُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ رَفْعِ فَاعِلٍ؛

«و الف: ضمیر متصل مبنی بر سکون، در محل رفع فاعل واقع شده است»

«لَهُ‌»:

اَللَّامُ: حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«لام: حرف جر مبنی بر فتح است و محلی از اعراب ندارد»

وَ الْهَاءُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الضَّمِّ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِحَرْفِ الْجَرِّ؛

«و هاء: ضمیر متصل مبنی بر ضم، در محل جر به حرف جر واقع شده است»

وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِالْفِعْلِ «اسْمَعَا»؛

«و جار و مجرور متعلق به فعل «اسْمَعَا» هستند»

«وَ أَطِیعَا»:

اَلْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛

«واو: عاطفه است»

أَطِیعَا: فِعْلُ أَمْرٍ مَبْنِیٌّ عَلَى حَذْفِ النُّونِ لِأَنَّ مُضَارِعَهُ مِنَ الْأَفْعَالِ الْخَمْسَهِ؛

«أطیعا: فعل امر مبنی بر حذف نون است زیرا مضارع آن از افعال خمسه است»

وَ الْأَلِفُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ رَفْعِ فَاعِلٍ؛

«و الف: ضمیر متصل مبنی بر سکون، در محل رفع فاعل واقع شده است»

«وَ اجْعَلَاهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً،»۳
«وَ اجْعَلَاهُ‌»:

اَلْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛

«واو: عاطفه است»

اِجْعَلَاهُ‌: فِعْلُ أَمْرٍ مَبْنِیٌّ عَلَى حَذْفِ النُّونِ لِأَنَّ مُضَارِعَهُ مِنَ الْأَفْعَالِ الْخَمْسَهِ؛

«اجعلاه: فعل امر مبنی بر حذف نون است زیرا مضارع آن از افعال خمسه است»

وَ الْأَلِفُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ رَفْعِ فَاعِلٍ؛

«و الف: ضمیر متصل مبنی بر سکون، در محل رفع فاعل واقع شده است»

وَ الْهَاءُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الضَّمِّ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ نَصْبِ مَفْعُولٍ بِهِ أَوَّلٍ؛

«و هاء: ضمیر متصل مبنی بر ضم، در محل نصب مفعول‌به اول واقع شده است»

«دِرْعاً»:

مَفْعُولٌ بِهِ ثَانٍ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ الثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛

«مفعول‌به دوم منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است، و دومین فتحه برای تنوین است»

«وَ مِجَنّاً»:

اَلْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛

«واو: عاطفه است»

مِجَنّاً: مَعْطُوفٌ عَلَى «دِرْعاً»: مَفْعُولٌ بِهِ ثَانٍ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ الثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛

«مجنا: معطوف بر «دِرْعاً» است: مفعول‌به دوم منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است، و دومین فتحه برای تنوین است»

«فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَا یُخَافُ وَهْنُهُ‌ وَ لَا سَقْطَتُهُ‌،»۴
«فَإِنَّهُ‌»:

اَلْفَاءُ: تَعْلِیلِیَّهٌ؛

«فاء: تعلیلیه است»

إِنَّهُ‌: إِنَّ‌: حَرْفٌ مُشَبَّهٌ بِالْفِعْلِ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ الظَّاهِرِ؛

«إنه: إن: حرف مشبهه بالفعل مبنی بر فتح ظاهری است»

وَ الْهَاءُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الضَّمِّ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ نَصْبِ اِسْمِ «إِنَّ‌»؛

«و هاء: ضم

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.