پاورپوینت کامل اِصْطَفاکُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضاکُمْ لِغَیبِهِ (زیارت جامعه)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اِصْطَفاکُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضاکُمْ لِغَیبِهِ (زیارت جامعه) دارای ۶۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اِصْطَفاکُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضاکُمْ لِغَیبِهِ (زیارت جامعه)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اِصْطَفاکُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضاکُمْ لِغَیبِهِ (زیارت جامعه) :
اِصْطَفاکُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضاکُمْ لِغَیبِهِ (زیارت جامعه کبیره)
منبع: اِصْطَفاکُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضاکُمْ لِغَیبِهِ (زیارت جامعه کبیره)
اِصْطَفاکُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضاکُمْ لِغَیبِهِ وَ اخْتارَکُمْ لِسِرِّهِ وَ اجْتَباکُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ اَعَزَّکُمْ بِهُداه.
[خداوند] شما را برای دانش خود برگزید و برای [جریانات] غیب خویش پسندید و برای راز خود، انتخاب کرد و به قدرتِ خویش، گزینش کرد و به راهنمایی ویژه خود، عزّت بخشید …
فراز اِصْطَفاکُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضاکُمْ لِغَیبِهِ … در زیارت جامعه کبیره، اهل بیت (علیهمالسّلام) را برگزیدگان خدا بر اساس دانش خود، جریانات غیب خود، منتخب راز و قدرت خدا و کسانی که به عزت خدا راهنمایی شدند، معرفی میکند.
فهرست مندرجات
۱ – واژهشناسی
۲ – تفسیر اِصْطِفاء
۳ – تفسیر اِرْتِضاء
۴ – آگاهی امیرمؤمنان از غیب
۵ – رازداران الهی
۶ – حکمت رازهای الهی
۷ – برگزیدگان خدا
۸ – عزّتمندان هدایت
۹ – مفهوم عزّت
۱۰ – انواع عزّت
۱۰.۱ – عزّت ظاهری
۱۰.۲ – عزّت واقعی
۱۱ – راه رسیدن به عزّت
۱۲ – انواع هدایت
۱۲.۱ – هدایت عام
۱۲.۲ – هدایت خاص
۱۳ – پانویس
۱۴ – منبع
۱ – واژهشناسی
اِصْطَفاء: گزینش، انتخاب، اختیار. «الاِصطفاء: الاِختیار».
[۱] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۴، ص۴۶۳.
اِرتضاء: راضی شدن، پسندیدن، خشنود شدن. «اِرتضاه: رآه له اهلاً».
[۲] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۴، ص۳۲۴.
غَیْب: پنهان، ناپدید، مخفی، غایب. «الغیب: کلّ ما غاب عنک».
[۳] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱، ص۶۵۴.
اخْتارَ: برگزید، اختیار کرد، گزینش کرد. «اختاره ای انتقاه».
[۴] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۴، ص۲۶۵.
«الاِختیار: الاِصطفاء».
[۵] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۴، ص۲۶۶.
سرّ: راز. «السرّ: من الاسرار الّتی تکتم، اسرّ الشیء: کتمه، سررتُه: کتمته».
[۶] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۴، ص۳۵۶- ۳۵۷.
اِجْتَبی: انتخاب کرد، جدا کرد، دستچین کرد. «اِجتباه ای اِصطفاه»
[۷] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۴، ص۱۳۰.
«اختاره و اصطفاه و قرّبه الیه»
[۸] طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۱، ص۸۰.
«اجتبی الرجل الرجل اذا قرّبه».
[۹] فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۶، ص۱۹۲.
قُدرَه: توانایی، قدرت. «رجل ذو قدره ای ذو یسار».
[۱۰] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۵، ص۷۶.
«قدر علی الشی قدره ای ملکه، فهو قادر و قدیر».
[۱۱] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۵، ص۷۶.
اعَزَّ: تایید کرد، نیرومند گردانید، تقویت کرد، عزیز گردانید. «اعزّ الرجل: جعله عزیزا»
[۱۲] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۵، ص۳۷۴.
«العزّ و العزّه: الرفعه و الاِمتناع».
[۱۳] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۵، ص۳۷۴.
هُدی: هدایت، راه نمایی. «هداه یهدیه هدایه اذا دلّه علی الطریق».
[۱۴] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۵، ص۳۵۵.
۲ – تفسیر اِصْطِفاء
واژه «اصطفاء»، در جمله «اصطَفاکُم بِعِلْمِهِ»، از ریشه «صفو»، به معنای اختیار کردن و برگزیدن است.
[۱۵] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۴، ص۴۶۳.
خداوند، به شایستگیهای اهل بیت (علیهمالسّلام) آگاه بوده و آنان را بر اساس عِلم خود، برگزیده است. به سخن دیگر، گزینش پیشوایان معصوم (علیهمالسّلام)، اتّفاقی نبوده و خدا میدانسته که آن بزرگواران، در سراسر عمر خود، فرمانبر اویند و رِضای حق را بر رضای خود، مقدّم میدارند.
۳ – تفسیر اِرْتِضاء
واژه «اِرتضاء»، در «اِرْتِضاکُمْ لِغَیبِهِ»، از ریشه «رضی» به معنای خشنود شدن و پسندیدن است. همچنین به هر چیز پنهانی، «غَیب» میگویند.
[۱۶] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱، ص۶۵۴.
خداوند، اهل بیت (علیهمالسّلام) را برای آشنایی با مسائل غیبی خود پسندید و آنان را برای دانستن رازهای خود، انتخاب کرد.
پدیده غیب و انحصار علوم غیبی به خداوند، از محکمات قرآنی است که حتّی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در زندگانیِ شخصی خود، از آن بهره نمیگرفته است. در قرآن، از زبان پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آمده است:
(وَ لَوْ کُنتُ اَعْلَمُ الْغَیْبَ لَاسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَ مَا مَسَّنِیَ السُّوءُ)
[۱۷] اعراف/سوره۷، آیه۱۸۸.
«و اگر به غیب، آگاه بودم، هر آینه، نیکیِ بسیار، گِرد میآوردم، و هیچ بدی [و گزندی] به من نمیرسید».
امّا در این عبارت از «زیارت جامعه»، یکی از ویژگیهای امامان، آشنایی با علوم غیبی است. چگونگی آشنایی آنان با دانشهای غیبی، ریشه در فرهنگ قرآنی دارد. قرآن، خداوند را دانایِ اسرار نهان میداند که میتواند دانش خود را در اختیار کسانی که شایستگی آن را دارند، قرار دهد:
(عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَی غَیْبِهِ اَحَدًا اِلَا مَنِ ارْتَضَی مِن رَّسُولٍ…)
[۱۸] جن/سوره۷۲، آیه۲۶-۲۷.
«[خداوند]، دانای نهانیهاست و هیچکس را بر نهان خود، آگاه نمیسازد، مگر آن را که برای پیامبری برگزیند».
بنابراین، آگاهی از غیب، برای پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) متصوّر است و برخلاف توهّم پارهای از اهل سنّت (که حتّی دانش غیبیِ پیامبر را هم بر نمیتابند)، برگزیدگانِ عالم با اراده الهی، از غیبْ باخبر خواهند شد. آنچه قطعی است، این که آنان، این دانش را برای هدایتِ مردم به کار میبرند و زندگی شخصی خود را بر اساس معلومات غیبی خویش، بنا نمیکنند. در روایات شیعه و اهل سنّت، به کار گرفتن علوم غیبی را به وسیله معصومان (علیهمالسّلام)، میتوان مشاهده کرد.
۴ – آگاهی امیرمؤمنان از غیب
امیر مؤمنان علی (علیهالسّلام)، بارها از دانش به غیب خویش، بهره برد و بدینسان، دستهای از شکّاکان را از حیرت، رَهانید.
[۱۹] ر. ک:محمدی ریشهری، محمد، دانش نامه امیرالمؤمنین (علیهالسّلام)، ج۱۲، ص۵۵، «نمونههایی از پیشگوییهای امام علی (علیهالسّلام) که بعدا محقّق شد».
نمونهای از استفاده امام علی (علیهالسّلام) از دانش غیبی خود، در نبرد نهروان به وقوع پیوست، آنجا که امام (علیهالسّلام) به یاران خویش فرمود: «وَ اللّه ِ لا یُقتَلُ مِنکُم عَشَرَهٌ وَ لا یَسلِمُ مِنهُم عَشَرَهٌ!»
[۲۰] ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۳۴۵.
به خدا سوگند، از شما، بیش از ده تن، کشته نمیشوند و از آنها، بیش از ده تن، زنده نمیمانند!
و سرانجام، پیش بینی امام (علیهالسّلام) به وقوع پیوست و از خوارجِ خودسر، بیش از ده تن، زنده نمانْد. نبرد نهروان، رزمگاه سختی بود که یارانِ راستین امام (علیهالسّلام)، باید در برابر مدّعیانِ عابدنما میایستادند و آنان را به هلاکت میرساندند.
جُندب بن عبداللّه اَزْدی، یکی از سپاهیان امیرمؤمنان (علیهالسّلام) بود که ابتدا در نبرد با این دسته، تردید ورزید. او داستان خویش را چنین باز گفته است: من در جَمَل و صِفّین، با علی (علیهالسّلام) همراه بودم و در نبرد با کسانی که وی با ایشان جنگید، تردید نکردم؛ امّا وقتی در نهروان فرود آمدیم، تردید، در من راه یافت و گفتم: قاریان و برگزیدگانِ خود را میکشیم؟! این، کاری بس گران است.
پگاهان، برون آمده، با مَشکی آب که در دستم بود، قدم میزدم، چندان که از صفوف رزمندگان، جدا شدم. پس نیزهام را در زمین فرو کردم و سپرم را بر آن نهادم و [سایبانی ساخته] خود را از تابش آفتاب، پوشاندم. نشسته بودم که امیرمؤمنان علی (علیهالسّلام)، نزد من آمد و به من فرمود: «ای برادر اَزْدی! آیا آب برای طهارت داری؟». گفتم: آری. سپس مَشک آبم را به وی دادم. آن گاه، چندان دور شد که دیگر او را ندیدم. سپس پیش آمد و وضو ساخت و در سایه سپر نشست. در این حال، سواری که در جستجوی او بود، پیش آمد. گفتم: ای امیرمؤمنان! این سوار، تو را میجوید. فرمود: «به وی اشاره کن». به او اشاره کردم. نزدیک آمد و گفت: ای امیرمؤمنان! آن جماعت، عبور کردهاند و از نهر، گذشتهاند. فرمود: «نه! عبور نکردهاند». گفت: چرا، به خدا سوگند، گذشتند! فرمود: «نه! چنین نکردهاند». گفت: همانا که چنین است. در این حال، سوار دیگری آمد و گفت: ای امیرمؤمنان! آنان، عبور کردند. فرمود: «نه! عبور نکردهاند».
گفت: به خدا سوگند، نزدت نیامدم، مگر آن گاه که پرچمها و بارهایشان را در آن سو دیدم! فرمود: «به خدا سوگند، چنین نکردهاند! همانا همین جا، هلاکتگاه و جای ریختن خون ایشان است». .
سپس برخاست و من هم با وی برخاستم. با خود گفتم: سپاس، از آنِ خدایی که مرا نسبت به این مرد، بینا ساخت و امر خویش را به من شناسانْد. وضع او، از دو حال، خارج نیست: یا مردی دروغگو و بی باک است؛ و یا از پروردگار خویش، دلیلی روشن و از پیامبرش، خبری در اختیار دارد. بار خدایا! من با تو پیمانی میبندم که روز قیامت، مرا از آن، باز خواست فرمایی:
اگر آن جماعت از نهر عبور کرده باشند، من، نخستین کسی خواهم بود که با وی میجنگم و نیزهام را در چشم او فرو میبرم؛ و اگر عبور نکرده باشند، به کارزار، ادامه میدهم. سپس به صفوف نبرد رسیدیم و پرچمها و بارها را، چنانکه بود، یافتیم. علی (علیهالسّلام)، پشت من آمد و مرا دور کرد. آن گاه فرمود: «ای برادر اَزْدی! آیا حقیقت، برایت روشن شد؟». گفتم: آری، ای امیرمؤمنان! فرمود: «پس خود دانی و دشمنت». پس یکی را کُشتم و از پسِ آن، دیگری را. سپس با مردی دیگر، در افتادم و به هم ضربه زدیم و هر دو، فرو افتادیم. یارانم، مرا با خود، حمل کردند و به عقب بردند. هنگامی که بهبود یافتم، آن جماعت، از میان رفته بودند.
[۲۱] محمدی ریشهری، محمد، دانش نامه امیرالمؤمنین (علیهالسّلام)، ج۶، ص۴۵۶، ح۲۷۰۸، به نقل از:الارشاد.
[۲۲] شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۳۱۷.
[۲۳] طبرسی، احمد بن علی، اعلام الوری، ج۱، ص۳۳۹.
اینها نمونههای کوچکی از اخبار غیبی است که برای ما بازگو شده است و در زندگانی اهل بیت (علیهمالسّلام)، رابطه با غیب، امری ضرور است؛ ولی آنچه مسلّم است این که خداوند، علم غیب خود را در اختیار کسانی میگذارد که برخلاف حکمت الهی، رفتار نمیکنند و هر جا که خدا بخواهد، از این دانش، بهره میبرند.
۵ – رازداران الهی
خداوند، اهل بیت (علی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
